تبليغاتX
فلسفه اخلاق
اقوام روزگار به اخلاق زنده اند
فلسفه در هر حوزه ای که وارد می شود، به بررسی و تحلیل بنیادی ترین مفاهیم و اصول آن می پردازد. حوزه اخلاق و یا ارزشها نیز از این قاعده مستثنی نیست و بر همین اساس است که فلسفه اخلاق یا نظریه ارزشها به وجود آمده است. در فلسفه اخلاق سوالاتی اساسی مطرح است. مانند: خیر چیست ملاک خوبی و بدی چیست؟ آیا عمل ناپسند در هر شرایطی ناپسند است؟ اساسا چرا باید به اخلاق پایبند باشیم؟ و سوالاتی از این قبیل. زندگی هر یک از ما انسانها آمیخته با داوری ها و ارزش گذاری هاست. هر کدام از ما در طول شبانه روز ممکن است دهها بار با خود بگوییم: این خوب است، این خوب نیست، این کار را نباید بکنیم و غیره... . تمام این داوریها به دلیل آن است که هر کسی خود را پایبند به ارزشها و آداب خاصی می داند که ممکن است با ارزشهای دیگران فرق داشته باشد. مسائل فلسفه اخلاق اگر بخواهیم از دید فلسفه اخلاق به این امور و موضوعات نگاه کنیم، اول از هر چیز باید بپرسیم که اصولا‌ پایبندی به آداب و ارزشها چه معنی دارد و چگونه امکان پذیر است؟ ممکن است پاسخ داده شود: بدلیل اینکه این ارزشها، خوب و نیک است. اما سوال اصلی همین جاست: خوبی چیست ملاک آن چیست؟ منشا آن کجاست و از کجا بدانیم که ملاک آن معتبر است؟ این مسئله یعنی چیستی و سرچشمه خوبی ها یا ارزشها اولین مسئله ای است که در فلسفه اخلاق با آن روبروییم. دومین پرسش عمده ای که در فلسفه اخلاق از آن بحث می شود، این است که همه می دانیم که هر کسی درباره عمل خوب و بد نظری دارد که ممکن است با نظر دیگران متفاوت باشد مثلا امکان دارد فردی لذت های شخصی را بهترین چیز بداند، در حالی که فرد دیگر، ایثار و سختی کشیدن به خاطر همنوعان را بالاترین خوبی دانسته و لذت های شخصی را عملی زشت انگارد. و یا این که کسی جنگ را در هر اوضاع و احوالی زشت انگارد و شخصی دیگر، جنگ را در شرایطی خاص جایز و مطلوب شمارد. این تفاوت آرا و داوریها ی ارزشی و اخلاقی از کجا بر می خیزد؟ و کدام یک اعتبار دارد؟ شاید عده ای بگویند که هر دو نظر برای صاحبانشان اعتبار حقیقی داشته باشد و هر یک می توانند مطابق نظر خود عمل کند، اما ممکن است عده ای دیگر بگویند: عمل اخلاقی، یک چیز بیشتر نیست و در هر اوضاع و شرایطی فقط یک نوع عمل، ارزش حقیقی را داراست. مسئله بعدی فلسفه اخلاق، نسبی یا مطلق بودن ارزشهاست. آیا دروغ گفتن در هر شرایطی ناپسند است؟ اگر با دروغ گفتن من یک فرد بیگناه از اعدام نجات پیدا کند بازهم نباید دروغ بگویم؟ بسیاری عقیده دارند که در این مورد دروغ گفتن اشکالی ندارد. بسیار خوب، بنابر این جایی هست که دروغ گفتن خوب است. اما چگونه باید بفهمیم که دروغ کجا خوب و کجا بد است؟ کسی که از یک سو کشتن انسان را حرام می شمارد و از سوی دیگر وقتی کشورش مورد تجاوز قرار گرفت، دفاع از میهنش را واجب می داند، چگونه باید این دو نظر را با هم آشتی دهد؟ اگر از جنگ سر پیچی کند، از اعتقادش برگشته و اگر به جنگ برود، ممکن است کسانی به دست او کشته شوند. در این اوضاع چه باید بکند؟ مسائل عمده دیگری نیز در فلسفه اخلاق مطرحند. به عنوان نمونه اینکه: منشا اخلاق کجاست؟ آیا اخلاق، ساخته و پرداخته فرهنگ ملتها و آداب و رسوم آن هاست؟ یا این که امور اخلاقی حقایقی هستند که مستقل از انسان وجود دارند؟ آیا بنیاد اخلاق به صفات ژنتیک هر انسانی باز می گردد؟ (چیزی که در حال حاضر به یکی از مسائل فلسفه تبدیل شده است.) اگر اخلاق را کنار بگذاریم، چه اتفاقی می افتد؟ و دهها سوال نظیر این سوالات که هر یک برای انسان جذاب بوده و او را به تفکر وا می دارد. برای آگاهی بیشتر از نظرات فلاسفه مختلف در حوزه اخلاق و جواب هایی که به این نوع پرسشها داده اند، می توانید نگاه کنید به: نظرات اخلاقی فلاسفه و مکاتب فلسفی مفاهیم اخلاقی و نظرات فلاسفه در مورد آنها منابع کلیات فلسفه، صفحه 9 تاریخ فلسفه غرب، اثر هالینگ دیل، صفحه 74 درآمدی بر تحلیل فلسفی صفحه 589 سیر فلسفه، صفحه 10
+ نوشته شده در  سه شنبه 20 شهریور1386ساعت 12:1 PM  توسط مهدی سوری  | 

 

اسلام كه دين كامل و جامع پروردگار مهربان است و منابع معارفش قرآن مجيد و سنت پيامبر و فرهنگ اهل بيت (عليهم السلام) است همه ى مردم را از نظر اخلاقى نسبت به يكديگر مسؤول شناخته و انسان هاى بى تفاوت را از دايره ى محبت خدا خارج مى داند .

بر هر مسلمانى واجب شده كه هر حقى را از ديگر مسلمانان به عنوان حق انسانى يا شرعى به عهده دارد حتماً ادا كند و در صورت سهل انگارى بايد به انتظار عقوبت خدا باشد !

رسول بزرگوار اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) در گفتارى حكيمانه چهار حق را بر عهده ى مردم نسبت به يكديگر واجب دانسته و اداى آن را الزامى اعلام فرموده است :

يلزَمُ الحَقّ لأُمّتى فى أربَع : يُحبّون التائبَ ، وَيَرحَمونَ الضَّعيفَ ، وَيُعينُونَ المُحسِنَ ، وَيَستَغفِرونَ لِلمُذنِب(2) .

براى امتم در چهار چيز حقّ واجب است : دوست داشتن توبه كننده ، مهرورزى به ناتوان ، يارى دادن به نيكوكار ، و طلب آمرزش براى گناهكار .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ مستدرك الوسائل : 11 / 308 ، باب 34 ، حديث 13118 ; بحار الانوار : 72 / 29 ، باب 35 ، حديث 19 .

2 ـ خصال : 1 / 239 ، حديث 88 ; بحار الانوار : 71 / 223 ، باب 15 ، حديث 11 .

تائب

از انسان هايى كه در پيشگاه خداى مهربان ارزش والايى مى يابند و مورد احترام و دعاى فرشتگان قرار مى گيرند توبه كنندگان هستند .

آرى ، آنان كه با گناه قطع رابطه مى كنند و در حقيقت از ستم به خود و به ديگران و از تجاوز به مقررات دينى دست برمى دارند و به سوى حقايق و واقعيات شرعيه و انجام عبادت و خدمت به خلق و پاك سازى درون و برون مى شتابند شايسته ى ارزش يافتن هستند .

مگر نه اين است كه خداى مهربان در صريح قرآن مجيد به تائبان اعلام محبت فرموده است و آنان را در مدار عشقورزى به آنان از سوى خود قرار داده است ؟

( إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ )(1) .

بى ترديد خدا توبه كنندگان را دوست دارد .

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) مى فرمايد :

لَيسَ شَىءٌ أحبُّ إلَى اللهِ مِن مُؤمِن تَائب أَو مُؤمِنَة تَائِبَة(2) .

چيزى نزد خدا از مرد و زن مؤمنى كه به توبه برخاسته اند محبوب تر نيست .

اميرالمؤمنين (عليه السلام) مى فرمايد :

غَرسوا أشجارَ ذُنوبِهم نصب عُيونِهِم وقُلوبِهِم ، وَسَقوها بِمِياه الندمِ فأثمَرَت لهُم السّلامَة وأعقبتهُم الرّضا وَالكِرامة(3) .

درختان گناهان را در ديده و دل كاشتند و آنها را به آب پشيمانى سيراب

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ بقره ( 2 ) : 222 .

2 ـ عيون اخبار الرضا : 2 / 29 ، باب 31 ; بحار الانوار : 6 / 21 ، باب 20 ، حديث 15 .

3 ـ بحار الانوار : 75 / 72 ، باب 16 ، حديث 38 .

كردند ، آب پشيمانى به آنان سلامت را ميوه داد و خشنودى خدا را از آنان و ارزش و كرامت را براى آنان به دنبال آورد .

بنابراين وقتى خدا اعلام مى كند من توبه كننده را دوست دارم بر همه ى مردم واجب است كه توبه كننده را دوست داشته باشند و به او با ديده ى كرامت و بزرگوارى بنگرند و از برخورد سرد و كسل كننده با او بپرهيزند و وى را به عنوان محبوب خدا در ميان خود بپذيرند .

طرد كردن ديگران بويژه آنان كه موفق به اصلاح خود شده اند و نگاه به حقارت به ديگران به خصوص به تائبان كه گذشته ى بدى داشته اند ميوه ى تلخ خودپسندى و اخلاقى شيطانى است .

هر آن كس كه خود را پسنديده باشد *** به هر مويش ابليس خنديده باشد

نباشد پسنديده جز آن كه حقش *** در آيات قرآن پسنديده باشد

ز انوار ايمان و اسرار عرفان *** فروغى به سيماش تابيده باشد

ز ديدار او حق به ديدار آيد *** كه نور خدا زو تراويده باشد

در آيينه ى روى آن صاحب دل *** خداى جهان را عيان ديده باشد

به حق بسته باشد دل غيب بين را *** ز بيگانه و خويش ببريده باشد

بود بهر حق جنبشى آن زنده دل *** نفرموده باشد نجنبيده باشد

خلايق ز حق سوى باطل گرايند *** ز حق سوى حق او گراييده باشد

بود مردمان را همه ترس از هم *** خدابين ز جز خود نترسيده باشد

نخسبد دو چشم دو بينان همه شب *** يكى بين دو چشمش نخسبيده باشد

پسنديده ى دشمنان نيز باشد *** زبس دوست او پسنديده باشد

خنك آن كه چون فيض گل هاى قدسى *** ز گلزار لاهوت مى چيده باشد(1)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ فيض كاشانى ، ديوان اشعار ، غزل 261 .

محبتورزى به تائب او را به توبه اش دل خوش تر و نسبت به اصلاح وجودش شايق تر و در انجام عبادت و خدمت به خلق چالاك تر و نيرومندتر مى كند .

رحمت آوردن به ناتوان

در رابطه با دومين حق واجب كه ادايش بر همگان لازم است و آن رحمت آوردن به حال ناتوان و جبران خلأهاى او و يارى رساندنش براى برپا شدن خيمه ى زندگى اش و اداره شدن امورش در يكى از فصل هاى گذشته ى اين نوشتار مطالبى ذكر شد .

يارى دادن به نيكوكار

نيكان جامعه كه در نيكوكارى و امور مثبت و خير چون حلّ مشكلات مردم ، ساختن مساجد ، مدارس ، مراكز بهداشتى ، دار الايتام و خدمت به مناطق محروم سر از پا نمى شناسند ، گاهى دچار كمبود وقت و زمانى گرفتار تنگدستى و هنگامى با مشكلات و مضيقه هاى كمرشكن روبرو مى شوند كه سبب كندى يا توقف كار باارزششان مى شود و از اين جهت دچار فشار روحى و حسرت و غم و اندوه فراوان مى گردند  

براى اين كه چنين مسائلى مانع حركت الهى آنان نشود ، پيامبر بزرگ اسلام يارى رساندن به آنان را به هر شكلى كه براى مردم ميسّر است واجب و لازم دانسته اند .

در چنان موقعيت هايى اگر مردم نسبت به آنان سهل انگارى و كوتاهى كنند ، گناه بزرگى مرتكب شده اند و در بقاى خلأهاى معنوى و شرعى و مادى جامعه كه خود زمينه ى پديد آمدن فساد است شريكند و از اين راه مورد خشم و سخط حق قرار مى گيرند و راه بهشت را به روى خود مسدود مى كنند .

آمرزش خواهى براى گناهكار

در روايات آمده كه ممكن است انسان در حق خود دعا كند ولى دعايش مستجاب نشود ، اما اگر در حق ديگران دعا كند خداى مهربان دعا و درخواستش را مستجاب مى كند و به خاطر آن دعا كه در حق ديگرى نموده پاداش و اجرش مى دهد .

بر همين اساس پيامبر بزرگوار اسلام دعا در حق گناهكار و در حقيقت آمرزش خواستن براى او را از پيشگاه حضرت ربّ حقى واجب بر عهده ى مردم مسلمان و جامعه ى ايمانى مى داند .

آمرزش خواهى براى گناهكار حقيقتى است محبوب حق ، به همين خاطر خداى مهربان به پيامبر اسلام كه دعايش به درگاه او مستجاب بود فرمان مى دهد كه براى امت از من طلب آمرزش كن :

( وَاسْتَغْفِر لَهُم )(1) .

و بر ايشان آمرزش بخواه .

آمرزش خواهى براى گناهكار از خصلت هاى بارز پيامبران و امامان معصوم و اولياى خدا بود .

حضرت سجاد (عليه السلام) در سحرهاى ماه رمضان به طور گسترده از خداى عزيز براى همه درخواست آمرزش مى كردند :

اللهمّ اغفِر لِحَيِّنا وَمَيِّتِنا وَشاهِدِنا وَغائِبِنا ، وذَكَرِنا وإناثِنا ، صغيرِنا وكبيرِنا ،

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ آل عمران ( 3 ) : 159 .

حُرِّنا وَمَملوكِنا(1) .

خدايا زندگان و مردگان و حاضران و غايبان و مردان و زنان و كودكان و بزرگسالان و آزادگان و بردگان ما را مورد آمرزش قرار ده .

برگرفته از سایت16.html#7 http://www.erfan.ir/farsi/book/ziba/

 

+ نوشته شده در  شنبه 17 شهریور1386ساعت 12:56 PM  توسط مهدی سوری  |