تبليغاتX
فلسفه اخلاق
اقوام روزگار به اخلاق زنده اند

يكى از مباحث مهم در عرصه تفكر فلسفى،همانا مبحث فلسفه اخلاق است. اين مبحث‏از مدتها پيش در غرب مطرح بوده و در باب‏مسائل آن تحقيقاتى صورت گرفته است.برخى از مسائل فلسفه اخلاق را مى‏توان درتاريخ تفكر مسلمانان نيز جويا شد. در ايران،نخستين جرقه‏هاى شروع چنين بحثهايى رامى‏توان در آراى مرحوم علامه طباطبايى‏جست. به‏دنبال اين گامهاى نخستين و در سايه‏عنايت و توجه استاد مطهرى، مواد اوليه اين‏سنخ از مباحث، تا حدى فراهم گرديد. بتدريج‏متفكران و محققان ديگرى نيز در اين دياربه‏طور جدى به تحقيق و بررسى در مسائل‏فلسفه اخلاق دست زدند.

 استاد مطهرى با تيزبينى خاص خود به‏اهميت مباحث فلسفه اخلاق پى برده بودند ودر مناسبتهاى مختلف به تامل و بحث درمسائل متعدد آن مى‏پرداختند. ايشان تا حدى‏مواد لازم را براى تاسيس يك فلسفه اخلاق‏خاص و معين فراهم آورده بودند و درسخنرانيها و نوشته‏هاى خود اين مواد رامطرح مى‏ساختند. ليكن فرصت گردآورى،تنظيم و تنقيح و بسط و تحليل مباحث راآنچنان‏كه مورد نظر خودشان بود، نيافتند.

با توجه‏به آراى استاد مطهرى، در مجموع مى‏توان پنج‏بخش كلى را براى تشكيل فلسفه اخلاق موردنظر ايشان، در نظر گرفت. اين بخشهاى‏پنجگانه بدين‏ترتيب است:

1- اخلاق (مقدمات) 2- اخلاق، فلسفه اخلاق و حوزه‏هاى معرفتى 3- مباحث معرفت‏شناسى در حوزه اخلاق 4- مباحث علم‏النفس فلسفى در باب اخلاق 5 - بحث در مكاتب فلسفه اخلاق و نقد وبررسى و مقايسه آنها

+ نوشته شده در  شنبه 21 شهریور1388ساعت 3:25 PM  توسط مهدی سوری  |